East Seven Vision

No PAIN No GAIN And The SHOW Must GO ON

 

میزان فقر

 

نوع مطلب :حکایت/نقد/طنز ،

نوشته شده توسط:پرستوی مهاجر

روزی یک مردثروتمند،پسربچۀ کوچکش رابه ده بردتابه اونشان دهدمردمی که درآنجازندگی می کنند،چقدرفقیرهستند.آن دویک شبانه روزدرخانۀ محقریک روستایی مهمان بودند.

درراه بازگشت ودرپایان سفر،مردازپسرش پرسید:نظرت درموردمسافرتمان چه بود؟

پسرپاسخ داد:عالی بودپدر!

پدرپرسیدآیابه زندگی آنهاتوجه کردی؟

پسرپاسخ داد:بله پدر!

پدرپرسید:چه چیزی ازاین سفریادگرفتی؟

پسرکمی اندیشیدوبعدبه آرامی گفت:فهمیدم که مادرخانه یک سگ داریم وآنهاچهارتا. مادرحیاتمان یک فواره داریم وآنهارودخانه ای دارندکه نهایت ندارد.

مادرحیاتمان فانوسهای تزیینی داریم وآنهاستارگان رادارند.

حیاط مابه دیوارهایش محدودمی شوداماباغ آنهابی انتهاست!

باشنیدن حرفهای پسر،زبان مردبندآمده بود.بعدپسربچه اضافه کرد:

متشکرم پدر،توبه من نشان دادی که ماچقدرفقیرهستیم!






pussycat dolls hush hush;hush hush songs
Download free mp3 | Download free music